برگ بیست و نهم
سلام عزیزکم 
این ماه هم نشد .....امروز با درد از خواب بیدار شدم ......خیلی گریه کردم مامان
......دلم شکست
........خیلی امیدوار بودم چون خیلی دعا کرده بودم خیلی با خدا درد و دل کرده بودم .....خیلی امیدوار
بودم خدا به خاطر شرایطم بهم رحم کنه ولی .....
خواهرم سه ماهش تموم شد ...شکمش دیگه داره تابلو میشه ... ماهی که داره میاد خیلی سخت
میشه واسم .
........ خدایا بهم صبــــــــــــــــــــــــــــر بده...![]()
خدایا شرمنده ام از روی شوهر مهربونم
...شرمنده ام از روی مامانم ، بابام وخونوادم که به خاطر من
غصه میخورن
دیگه حرفی ندارم که بگم ، کم آوردم ..........
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


برگ بیست و نهم
